تو شگرف , تو رها و برازنده ی خــــــــاک
بیا گناه کنیم جایی که خـــــــــــدا نباشد ...
درسكون شب ان هنگام كه آدمي به خواب مي رود وبيداري او درحجاب باشد جنگل فرياد زند: من همان عزمم كه توسط خورشيد دردل خاك روييد دريا به اوچيزي نگفت ولي باخود چنين گفت: عزم،ازآن من است سنگ گفت: روزگاردرمن رازي نهاد كه تاروز جزا مخفي است دريا به او چيزي نگفت ولي با خود چنين گفت: اسرار ازآن من است باد گفت: شگفتي ها دارم زيرا مه وآسمان را زهمجدا مي سازم دريا خاموش وساكت شد اما با خود چنين گفت: باد ازآن من است رود گفت: چه گوارا هستم تشنگي زمين را برطرف مي سازم دريا ساكت وخاموش شد اما با خود چنين گفت: رود ازآن من است كوه گفت: به مانند ستاره اي درسينه افلاك پابرجا واستوار هستم دريا آرام ماند ولي با خود چنين گفت: كوه ازآن من است انديشه گفت: من پادشاه هستم ودرجهان پادشاهي مانند من نيست دريا بي حركت ماند اما در خواب به خود گفت: همه چيز ازآن من است. كفشهايم كو ؟ چه كسي بود صدا زد : سهراب ؟ آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ . مادرم در خواب است . و منوچهر و پروانه، و شايد همه مردم شهر . شب خرداد به آرامي يك مرثيه از روي سر ثانيه ها مي گذرد و نسيمي خنك از حاشيه سبز خواب مرا مي روبد . بوي هجرت مي آيد : بالش من پر آواز پر چلچله هاست . صبح خواهد شد و به اين كاسه آب آسمان هجرت خواهد كرد . بايد امشب بروم . *** من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم حرفي از جنس زمان نشنيدم . هيچ چشمي، عاشقانه به زمين خيره نبود . كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد . هيچكس زاغچه اي را سر يك مزرعه جدي نگرفت . من به اندازه يك ابر دلم ميگيرد وقتي از پنجره مي بينم حوري - دختر بالغ همسايه پاي كمياب ترين نارون روي زمين فقه ميخواند *** چيزهايي هم هست، لحظه هايي پر اوج ( مثلاً شاعره اي را ديدم آنچنان محو تماشاي فضا بود كه در چشمانش آسمان تخم گذاشت . و شبي از شبها مردي از من پرسيد تا طلوع انگور، چند ساعت در راه است ؟ بايد امشب بروم *** بايد امشب چمداني را كه اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد، بردارم و به سمتي بروم كه درختان حماسي پيداست، روبه آن وسعت بي واژه كه همواره مرا مي خواند . يك نفر باز صدا زد : سهراب ! كفش هايم كو ؟ از لحظه به لحظه زندگی کردن گریزی نیست. باید هر لحظه را چنان زندگی کنی که گویی واپسین لحظه است. پس وقت را در جدل٬گلایه ونزاع تلف نکن. شاید لحظه بعد حتی برای پوزش طلبی در دست تو نباشد.

| Design By : Night Skin |



