تو شگرف , تو رها و برازنده ی خــــــــاک
بیا گناه کنیم جایی که خـــــــــــدا نباشد ...
((خانه دوست كجاســـــــــت؟ )) در فلق بود كه پرسيد سوار آسمان مكثــــــي كرد رهگذر شاخه نوري كه به لب داشــــــــت به تاريكي شن ها بخشید و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت: *** ((نرســــــــــيده به درخت، كوچه باغي است كه از خواب خدا سبز تر است اندازه پرهاي صـــداقت آبي است. و درآن عشق به مي روي تا ته آن كوچه كه او پشت بلوغ، سر بدر مي آورد، پس به سمت گل تنـــــــــهايي مي پيچي، دو قدم مانده به گل، پاي فواره جاويد اساطير زمين مي ماني و ترا ترسي شـــــــفاف فرا مي گيرد. در صميميت سيال فضا،خش خشي مي شنوي: كودكــــــــي مي بيني رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه نور و از او مي پرسي خـــــــــانه دوســــــــــــــت كجاســــــــــــــــــت)). *****

| Design By : Night Skin |


